

برچسب:
نویسنده: علی صفری
برچسب:
نویسنده: علی صفری
یه زمانی بود که انقدر سربه سر این و اون میزاشتم..انقدر بگو بخند میکردم و انقدر به قول همه الکی شاد بودم که عاقلا در سفیه نگام میکردن و میگفتن دیوونه!!میگم یه زمانی فک نکنی خیلی وقت پیشه ها..درست تا یه
برچسب:
نویسنده: علی صفری


برچسب:
نویسنده: علی صفری
چقدر قیافه اش شبیه اشتباه بعدی زندگیم است..
برچسب:
نویسنده: علی صفری
برچسب:
نویسنده: علی صفری
برچسب:
نویسنده: علی صفری
خودم و بیشتر جمع میکنم..هوا خیلی سرده..وسط زمستون..آخر شب توی خیابون قدم میزنم..سردمه و میترسم..از تاریکی..از تنهایی..از صداهایی که میشنوم و نمیدونم توهمه یا واقعیت..لباسمم فقط یه بارونی مشکی..با اون
برچسب:
نویسنده: علی صفری