خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با آخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت میشود
میگذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم میشود دنیای تو
از تمام آنچه با هم داشتیم
یاد من میماند و فردای تو

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

یه زمانی بود که انقدر سربه سر این و اون میزاشتم..انقدر بگو بخند میکردم و انقدر به قول همه الکی شاد بودم که عاقلا در سفیه نگام میکردن و میگفتن دیوونه!!میگم یه زمانی فک نکنی خیلی وقت پیشه ها..درست تا یه

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

به او نگاه میکنم..

چقدر قیافه اش شبیه اشتباه بعدی زندگیم است..

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

گفتم:خسته ام..
گفتی:لا تقنطوا من رحمه الله..(از رحمت خدا ناامید نشوید)
گفتم:دیگر کسی راندارم..
گفتی:نحن اقرب الیه من حبل الورید..(ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم)
گفتم:باید تا کی صبر کنم؟
گفتی:و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا..(تو چه میدانی؟شاید موعدش نزدیک باشد)
گفتم:توکل میکنم به خودت..
گفتی:ان الله یحب المتوکلین..(خدا توکل کنندگان را دوست دارد)❤

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

- من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
- تو خودت خال لبی از چه گرفتار شدی؟
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی؟

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

خودم و بیشتر جمع میکنم..هوا خیلی سرده..وسط زمستون..آخر شب توی خیابون قدم میزنم..سردمه و میترسم..از تاریکی..از تنهایی..از صداهایی که میشنوم و نمیدونم توهمه یا واقعیت..لباسمم فقط یه بارونی مشکی..با اون

برچسب: نویسنده: علی صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 22:31

صفحه بندی